روزهای سخت
پسرم نمیدونم چی شده از عصری تا نصفه شب بهونه می گیری و شیر نمی خوری دستاتو می کنی دهنت وهمش میگی منو بغل کنید راه ببرید منو بابا دیشب هر کاری کردیم نخوابیدی و کلی گریه کردی هیج جور ساکت نمیشدی و تا اینکه ساعت 2 نیمه شب مجبور شدیم ببریمت حموم تا بخوابی
پسر این روزها یلی برام سخته چون واقعا نمیذاری به کاری برسم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


روزهای سخت
